تبليغاتX
من و سولماز

دوشنبه 23 آبان1390

لونا دیگه چهار دست و پا راه میره !!!!!

سلام ... بازم غییت طولانی دلیلش هم  اینه که  خدای سرم شلوغه ... با این گیر و گرفت هم لونا جونم  با شیرین کاریهاش زندگیمون رو شیرین تر کرده  ... الان دیگه داره چهار دست و پا راه میره و هم همش دنبالشیم ... تازه کلمات " بابا - ماما - آب - دادا - دار دار - اه - تاب تاب و کلمه زشت درد که نمیدونم از کی یاد گرفته رو قشنگ تلفظ میکنه. وقتی هم این کلمات رو تکرار میکنه از خوشحالی حالی تو حالی میشیم . فعلا برم 

اینم عکس جدیدش : 

نوشته شده توسط دو نفره در 8:27 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه 8 اردیبهشت1390

عکس لونا گیان

 

نوشته شده توسط دو نفره در 10:36 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه 1 اردیبهشت1390

قهقه های لونا

سلا م م م م م م دوستان عزیز ... و سلام خدمت دو دوست عزیزی که نظر داده بودند  ... علی آقای و جناب خطه تیره ... دیشب لونا جونمون واسه اول بار شروع کرد به خندیدن های بلند بلند و قهقه های جالب ...  که با سولماز داشتیم از تعجب میمردیم ... بابا اول بارش بود در ضمن یه دفعه هم شروع کرد... واسمون انقدر جالب بود که در پوست خودمون نمی گنجیدیم ... واقعا جالب بود ... از این به بعد هم شاید حرکاتش واسمون شیرین و جالب باشه ... اما یه حس عجیبی نسبت بهش دارم ... چون واقعا دوستش دارم ... و وقتی هم میرم سرکار دلم واسش تنگ میشه ... و دوست دارم واسه یه لحظه هم بوده ببینمش ... اینم بگم الان   نزدیک به دو ماهه با خودم میبرمش حموم ... که مادرم همیشه میگه بابا نبر بچه رو ... اخه بچه ی دو و سه ماهه رو نمی تونی ببری ... بابا یه بلای سرش میاری ... اما بخدا وقتی با من میاد حموم اصلا یه ذره هم گریه نمیکنه ... از این به بعد هم قصد دارم تمام حرکات جدیدش رو اینجا ثبت کنم تا وقتی بزرگ شد همه رو بخونه ... فعلا بای  
نوشته شده توسط دو نفره در 10:0 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

جمعه 19 فروردین1390

تولدت مبارک

امروز تولد مامان لونا هستش ... انشااله هزار سال عمر کنی عزیزم ... در ضمن  لونا تو این مدت اصلا شیشه شیر نمی گرفت و نمی خورد اما امروز واسه اولین بار بخاطر اینکه مامانش رو خوشحال کنه یه شیشه شیر کامل رو خورد.....

همگی با هم هورااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

تولدت مبارک از طرف مهدی و لونا

نوشته شده توسط دو نفره در 2:46 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

شنبه 13 فروردین1390

لونا (1)

سلام دوستان ... بالاخره دخترمون هم متولد شد و اسمش رو گذاشتم لونا ... انقدر سرمون شلوغه که همه زندگیمون شده لونا جون ... الان دو ماه و بیست روزش که کم کم داره حرکاتش واسه من و سولماز و همه خانواده جالب و شیرین شده ... که عکساشو حتما واستون میزارم

 

نوشته شده توسط دو نفره در 2:59 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

جمعه 16 مهر1389

لونا

سلام ... یک غیبت طولانی مدت ... اونم بخاطر اینکه خدایی سرم شلوغه ... همیشه ادارم و بیشتر به کارهای اداره مشغولم ... یه مطلبی بود خیلی وقت پیش خواستم در موردش بگم که اصلا وقتشو نداشتم ... تا یه مدت دیگه یه نی نی کوچولو به زندگی ما اضافه میشه ... اره داریم بچه دار میشم ... به نی نی خوشگل بابایی  ... همه منتظر هستیم که بیاد ... سولمازم از الان داره لباس اینا واسش میخره ... هرشب میاردشون و نگاشون میکنه ... مثل اینکه خیلی عجله داره ... یعنی خودمم اینطوریم ... اما دیگه چقدر سرمون شلوغه ... از این به بعد هم دیگه فکر نکنم وقت سر خاروندنم داشته باشیم ... شاید اسمشم بزاریم لونا ... خیلی اسمه قشنیگیه ... فعلا تثبیت نشده اما همه نظرشون اینه که اسم قشنگیه ... لونا به معنیه الهه ماه یونانه ... ما هم دوست داریم شما هم نظراتتون رو در مورد این اسم برامون بنویسید ... اگر هم اسم خوبی سراغ دارید برامون بنویسید ... ممنووووووووووووونم

نوشته شده توسط دو نفره در 7:9 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه 2 اردیبهشت1389

تولدت مبارک مهدی جان

محبوبم ، عزیزم ، صمیمانه ترین تبریکات خود را به مناسبت بزرگداشت روز تولدت نثار می کنم و آرزوی سال های سال زندگی توأم با خوشبختی را برایت دارم. از طرف سولی

نوشته شده توسط دو نفره در 6:28 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 22 فروردین1389

غریب آشنا

Notice me, take my hand
Why are we, strangers when
Our love is strong
Why carry on without me?

Everytime I try to fly
I fall without my wings, I feel so small
I guess I need you baby
And everytime I see you in my dreams
I see your face, it's haunting me
I guess I need you baby

I make believe, that you are here
It's the only way, I see clear
What have I done
You seem to move on easy

Everytime I try to fly
I fall without my wings, I feel so small
I guess I need you baby
And everytime I see you in my dreams
I see your face, you're haunting me
I guess I need you baby

I may have made it rain
Please forgive me
My weakness caused you pain
And this song is my sorry

At night I pray
That soon your face will fade away

Everytime I try to fly
I fall without my wings, I feel so small
I guess I need you baby
And everytime I see you in my dreams
I see your face, you're haunting me
I guess I need you baby

And everytime I try to fly
I fall without my wings, I feel so small

And this song is my sorry

Watch Everytime

نوشته شده توسط دو نفره در 9:55 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه 19 فروردین1389

تولدت مبارک

سلام دوستان ... امروز روزه تولده سولماز هستش ... منم به نوبه خودم این روز بهش تبریک میگم ... فداتتتتتتتتت

نوشته شده توسط دو نفره در 1:9 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه 12 فروردین1389

بازگشت همه به سوی اوست (می می فوت کرد)

تو این دوره زمونه شاید خواهر مادربزرگ نسیت فامیلی دوری باشه ... اما واسه من خیلی نزدیک بود ... خیلی دوستش داشتیم ... خیلی ...  تازه سولمازم خیلی دوستش داشت ... همیشه میگفت آخه کی بچه دار میشید ... چرا تنبلی میکنید .. همیشه شوخ بود ... منو خیلی دوست داشت ... همیشه قربون و صدقم میرفت ... با این سن و سال همیشه منو ناز میداد ... اما از پیشمون رفت ت ت ت ت ... ای خدا ... خدا رحمتش کنه ... واقعا همه دوستش داشتن ... سالمه سالم ... میگن دمه خونه افتاده و فوت کردن ... همه با هم فاتحه

نوشته شده توسط دو نفره در 1:14 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 27 بهمن1388

بيا باهم گام برداريم

walk with me in love 

عاشقانه همراه من گام بردار

Talk to me about

به من از آن بگو

what you cannot say to others

که توان گفتنتش را به ديگري نداري

Laugh with me

بامن بخند

even when you feel silly

حتي آنگاه که احساس حماقت ميکني

Cry with me

بامن گريه کن

when you are most upset

آنگاه که در اوج پريشاني هستي

Share with me all the beautiful things in life

تمام زيباييهاي زندگي را بامن شريک باش

Fight with me

در کنار من

against all the ugly things in life

با تمام زشتي هاي زندگي ستيز کن

Create with dreams to follow me

با من روياهايي را بيافرين تا به دنبال آنها برويم

Have fun with  in whatever we do me

در شادي هرچه ميکنم شريک باش

Work with me towards common goals

براي رسيدن به آرزوهايمان ياري ام کن

            ..Walk with me throughout life       

بيا باهم گام برداريم در تمام زندگي

نوشته شده توسط دو نفره در 9:20 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 18 بهمن1388

دانستنی هایی از اهرام

هرم غول پیکر مصر از قدیمی ترین عجایب هفتگانه است البته این تنها بنایی است که در میان عجایب هفتگانه تا به امروز باقی مانده است.

 زمانی که این هرم ساخته شد بلندترین ساختمان جهان در آن زمان محسوب می شدواین رتبه را تا ۴٠٠٠ سال حفظ کرد.

پادشاهان مصر باستان را فراعنه می نامیدند.یکی از این پادشاهان خفو بود. در حدود ٢۵٨٠سال قبل از میلاد مسیح این هرم بزرگ را برای محل دفن یاهمان آرامگاه فرعون ساخته اند.

 خفو همان فرمانروایی است که یونانی ها اوراخئوپس می نامیدند. وپس از مدتی پسر ونوه ی خفو نیز برای خود هرم هایی را ساختند البته در اطراف ودر مجاورت این سه هرم چند هرم کوچک نیز بنا شده اند که این هرم ها مطعلق به درباریان وملکه ها بوده است

 مصریان باستان اعتقاد داشته اند که انسان پس از مرگ دوباره زنده می شود وبه همین خاطر در اطراف جسد مومیایی شده ی مردگان خود موادغذایی ووسایل دفایی و… رابه همراه آن ها دفن می کردن واهرام مصر نیز برای حفاظت ازجسد خفو و فراعنه ی دیگر ساخته شده است.اهرام مصر از سه هرم بزرگ تشکیل شده است که درکنار آنها هرم های کوچکی نیز وجود دارند.وقتی ما اهرام مصر را از نزدیک می بینیم هرم وسطی از همه بزرگتر به نظر می رسد ولی این اشتباه است زیرا که هرم وسط چون روی زمین مرتفع تری بنا شده است بزرگ تر به نظر می رسد.ولی در اصل هرم خفو که سمت چپ هرم وسط قراردارد از همه بزرگتر است

 هرم ها درگورستانی قدیمی در جیزه واقع شده اند. گروهی از باستان شناسان عقیده دارند که ٠٠٠/١٠٠ کارگر به مدت بیست وسه سال کارکردند ودر این هرم بیش از دوملیون نیم سنگ به کار رفته که وزن آن ها از۵/ ٢تن تا چهل تن وزن دارد را بنا کرده اند. یکی از طریقه هایی که احتمال دارد مصریان باستان سنگ های غول پیکر را حمل می کردند شیوه ی غلطاندن و بلند کردن است

 یکی از دانشمندان اتریشی به نام آقای پروفسر دکتر اسکارریدل برای این معما راه حلی پیشنهاد کرده است او می گوید که مصریان برای حمل این سنگ ها دور هم جمع می شدند و با نیروی خود و به وسی له ی اهرم هایی این سنگ ها را می غلتاندندودر این باره نظر های بسیاری وجود دارد بعضی از باستان شناسان عقیده دارند که این سنگ ها را با استفاده از سطوح شیبدار ماسه ای به بالای هرم ها می بردند.

وعده ای از باستان شناسان عقیده دارند که مصریان از داروهای نیروزای قوی استفاده می کردند وبه وسیله ی آنها این سنگ ها را به بالا می بردند.

 اهرام مصر از هر نظر چه از نظر معماری وموقعیت جغرافیایی در محل مناسبی قرار دارد.

 هرم به گونه ای ساخته شده است که به چهار جهت اصلی مشرف است.

 خط مداری که از روی جیزه می گذرد دقیقا خشکی ها وآب های روی کره ی زمین را دقیقا نصف می کندوهرم در چنین نقطه ای از نصف النهار ساخته شده است.

 فاصله ی میان مرکز زمین تا هرم کاملا برابر است.

 اندازه ی سطحی چهارجانبی حرم دقیقا برابراست با ارتفاع هرم.

نوک هرم بزرگ دقیقا شمال واطرافش نیز طول استوا را تمثیل می نمایند.

 تمامی این محاسبات بیان گر آن است که اهرام مصر با اندازگیری های دقیق ریاضی ونجومی همراه است که نشان می دهد درآن زمان مصریان از نظر معماری بسیار پیشرفته بوده اند

نوشته شده توسط دو نفره در 8:26 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

شنبه 10 بهمن1388

حقایقی شگفت انگیز و جالب در مورد خواب دیدن که نمی‌دانستید

آیا تابحال خواب خود را فراموش کرده اید؟ آیا دچار بختک شده اید؟ خوابهای رنگی چطور آیا تا بحال دیده اید؟ در این پست ۱۰ موضوع جالب در مورد خواب دیدن را عنوان نموده ام.

۱ – خواب دیدن افراد نابینا
کسانی که بعد از تولد نابینا می‌شوند می‌توانند تصاویر را در خواب ببینند. افرادی که نابینا به دنیا می‌آیند نمی‌توانند در خواب تصاویر را ببینند، اما نابینایان خوابهایی به شفافی افراد بینا دارند، که البته شامل حواس پنج گانه دیگر مثل شنوایی، چشایی، بویایی، لامسه و حتی عواطف حسی است. تصور کردن این امر برای انسانهای بینا مشکل است اما احتیاج بدن به خوابیدن به قدری زیاد است که  می تواند به طور مجازی تمامی موقعیت های فیزیکی را تا مرحله به وقوع پیوستن آن به کار گیرد.

۲ – ۹۰% خوابها فراموش می‌شوند
نیمی از رویاها در همان ۵ دقیقه اول پس از برخاستن از خواب و ۹۰% آنها پس از ۱۰ دقیقه فراموش می‌شوند. یک روز صبح، شاعری معروف به نام ساموئل تیلور کلریج با یک رویای خیلی عجیب و غریب ( بر اثر استعمال مواد مخدر) بیدار شد. کاغذ و قلم را برداشت تا هرچه در خواب دیده بود را یادداشت کند. این اثر “کوبلا خان” تبدیل به یکی از اشعار معروف انگلیسی شد. شعر او در بیت پنجاه و چهارم به وسیله ی فردی از شهر پارلاک قطع شد. کلریج قصد داشت شعرش را ادامه دهد ولی نتوانست بقیه خوابش را به یاد بیاورد، این اثر هیچ وقت کامل نشد.
یک مورد عجیب و غریب دیگر داستانی برخاسته از خواب به نام “دکتر جکیل و آقای هایدویلست” اثر رودبرت لوییس استیونسون بود. داستان ماری شلی فرانکشتاین نیز زاییده ی خیالی یک رویاست.

۳ – همه ی مردم خواب می‌بینند
تمامی افراد (به جز مواردی از بیماری های شدید روانی) خواب می بینند. اما زنها و مردها رویاها و عکس العمل های  متفاوتی نسبت به یکدیگر دارند. مردها تمایل دارند درباره ی سایر هم جنسان خود خواب ببینند در حالی که زنان در خوابهایشان به طور مساوی دیگر زنان و مردان را می‌بینند.

۴ – خواب دیدن از بروز جنون جلوگیری می‌کند
در آزمایش جدیدی که درباره ی خواب بر روی تعدادی دانشجو انجام گرفت، مشاهده شد دانشجویانی را که در لحظه شروع خواب دیدن بیدار کردند (بعد از بیدار کردن به آنها اجازه داده شد که ۸ ساعت دیگر بخوابند) همگی دارای عدم تمرکز حواس، زودرنجی و کج خلقی، توهم و حتی بعد از ۳ روزنشانگر علائمی از جنون بودند. در نهایت وقتی به آنها اجازه داده شد که چرتی بزنند، ذهن آنها زمان از دست رفته را ترمیم کرد و سطح کارایی خواب آنها را افزایش داد.

۵ – فقط شناخته شده‌ها  به خواب ما می‌آیند
رویا ها مکرراً از نقش بازی کردن افراد غریبه پر می‌شود. ذهن ما چهره ی افراد غریبه را در عالم رویا نمی‌سازد بلکه آن چهره های افراد حقیقی هستند که ما در طول زندگی دیده ایم ولی آنها را به خاطر نمی‌آوریم یا نمی شناسیم . برای مثال شیطان خون آشامی که در آخرین خوابتان دیده اید ممکن است شخصی بوده باشد که وقتی بچه بودید شما را کتک زده و یا با پدر شما بحث و مشاجره کرده است!همه ی ما در طول زندگی چهرۀ صدها هزار نفر را دیده ایم، بنابرین ذهن ما منبع بی پایان شخصیت هایی است که هنگام خواب دیده می شوند.

۶ – همه افراد خوابهای رنگی نمی‌بینند
12٪ افراد بینا فقط خوابهای سیاه وسفید و بقیه افراد تمامی رنگها را در خوابهایشان می‌بینند. مردم موضوعات مشترکی را در رویاهایشان می‌بینند. مثل موقعیتهای مربوط به مدرسه، تعقیب شدن، درجا دویدن، سقوط کردن، دیر رسیدن، دیدن مرگ کسی که زنده است، پرواز کردن، مردود شدن در امتحان و یا تصادف با اتومبیل. علت اینکه چرا به افرادی که خوابهای مربوط به درگیری و ناآرامی و مرگ را رنگی می‌بینند، فشارها و ضربه های روانی بیشتری وارد می‌شود، هنوز ناشناخته است.

۷ – خوابها آنچه که می‌بینیم نیستند
اگر شما درباره ی چیز خاصی خواب می‌بینید، الزاماً همیشه آن چیزی نیست که در تصویر می‌بینید. خوابها با زبانی بسیار سمبلیک با آدمی سخن می‌گویند. ذهن نیمه هوشیار شما می‌کوشد تا رویاهایتان را با اشیاء مشابه آن مقایسه و تلفیق کند.
مثل سرودن یک شعر و استفاده از آرایه ی تشبیه :
- مورچه ها مثل ماشینی که هیچ وقفه ای ندارد کار می‌کردند.
ولی شما هیچ وقت چیزی را با خودش مقایسه نمی‌کنید. به طور مثال هرگز نمی‌گوییم: آن غروب زیبا مثل غروبی زیبا بود. بنابرین ذهن شما ممکن است از هرسمبلی برای هر شیء استفاده کند ولی کمتر اتفاق افتاده که خود شیء سمبل خودش باشد.

۸ – ترک کنندگان دخانیات رویاهای واضحتری می‌بینند
کسانی که برای مدت طولانی سیگار می‌‌کشیدند و اکنون آن را ترک کرده اند، رویاهای شفاف تر و پاک تری نسبت به گذشته می‌بینند. طبق تحقیقات مجله روانشناسی ناهنجاری: در میان ۲۹۳ ترک کننده که ۱ تا ۴ هفته از دوره ترک  آنها گذشته، ۳۳% آنها حداقل ۱ بار خوابهایی مربوط به استعمال دخانیات را دیده اند. در بیشتر این خوابها، این افراد خودشان را در حال مصرف می‌دیدند و احساسات بسیار شدید منفی مثل، وحشت و اضطراب و گناه به آنها دست می داد.همچنین ۹۷% ترک کنندگان تنباکو در مدت استعمال این خوابها را نمی‌دیده اند و عمدتاً فقط در دوران ترک مواد این خوابها دیده می‌‌شده است.این خوابها شفاف تر از خوابهای معمول بوده و مهمترین علامت مشترک ترک تنباکو گزارش شده است.

۹ – محرکات بیرونی به رویاها حمله می‌کنند
خیلی از ما فرایندی به نام تداخل خواب را تجربه کرده ایم. مثلاً هنگامی که صدایی را بیرون از عالم خواب شنیده ایم، به نحوی با خواب ما تداخل پیدا کرده است. مثالی مشابه این است که وقتی شما به صورت فیزیکی و در واقعیت تشنه هستید  ذهن شما این احساس را با خوابتان تلفیق می‌کند. سپس به صورت مداوم پارچ های بزرگ آب را می‌نوشید و خود را سیراب می‌کنید، دقایقی بعد دوباره تشنه می‌شوید و آب می‌نوشید، تشنه می‌شوید … آب می‌نوشید … و این چرخه تا وقتی بیدار می‌شوید تکرار می‌شود تا اینکه در عالم واقعیت آب بنوشید.

۱۰ – طی خواب بدن فلج می‌شود
می‌خواهید باور کنید یا نه، بدن شما در حقیقت هنگام خواب فلج می شود. به نظر می‌رسد این اتفاق از حرکت ناخواسته ی بدن و به نمایش گذاشتن رویاها جلوگیری می‌کند. بر اساس مقاله ی خواب در ویکی پدیا : غدد شروع به ترشح کردن هورمونی می‌کنند که به القای خواب کمک می‌کند،  نورونها سیگنالهایی را به نخاع می‌فرستند که  که باعث آرامش بدن می‌شود و کمی بعد بدن بی حس و فلج می شود.

بیشتر بدانید :
- وقتی خروپف می‌کنید، نمی‌توانید خواب ببینید.
- کودکان نوپا تا وقتی به سن ۳ سالگی برسند درباره ی خودشان خواب نمی‌بینند . آنها عموماً در همان سن تا ۷ یا ۸ سالگی شان کابوسهای بیشتری نسبت به بزرگسالان می‌بینند.
- اگر شما را به طور ناگهانی از خوابی کوتاه بیدار کنند، رویاهای واضح تری را نسبت به وقتی که تمام شب را خوابیده اید به یاد می‌آورید

نوشته شده توسط دو نفره در 9:50 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

جمعه 4 اردیبهشت1388

امروز روز تولد من است

امروز روز تولد من است. روز تولد من هم (مثل برنامه رادیویی تقویم تاریخ شد) من متولد شدم. از یک طرف نگاهی به گذشته دارم و از طرفی بیشتر نگاهم معطوف به آینده است.به این فکر می کنم که میانگین امید به زندگی در ایران حدود شصت هفتاد است و من اکنون ثلث آن را گذرانده ام. این یک سوم پر از تجربیات تلخ و شیرین برای من بوده که مطمئنم چراغ راه آینده هم هست
امروز روز تولد من است و من بعد از ظهر یادم آمد که امروز روز تولد من است.نه مشغله فکری و نه کاری داشتم .شاید هم برایم مهم نبود اما وقتی خاطرم آمد سوم اردیبهشت در نظرم رنگ دیگری شد.در یک مقاله از قول روانشناسی خوانده بودم که روز تولد خود را مهم تلقی کنید چون واقعا مهم هم هست.به ظرافت کار دقت کنید .یک انسان به وجود آمد و صاحب حیات شد.
این واقعه از بس تکرار شده است که شاید مثل من آن را عادی بینگارید اما اگر کمی در لطافت آن دقت شود بسیاری از مسایل و مشکلات کنونی و مهمتر از همه کرامت ذاتی انسان هم حل خواهد شد.بگذریم.فکر می کنم بهترین بهانه برای شاد بودن همان روز تولد است
امیدوارم همه با قدر خود دانستن و احترام به انسانیت خود گام در راه سعادت بگذارند
امروز روز تولد من است
امروز براي من روز مقدسي است
امروز مثبت ترين روز خداست
من فهميدم دنيا سرزمين وسيعي است پرازمشكلات سخت و من هم موجودي هستم وسيع تر و سخت تر از دنيا.
من فهميدم براي نسوختن درگرما بايد خود را به ميان آب و آتش زد، نه درميانه آن.
همان روز درگوش من خواندند: تو آمدي كه برگردي،
همان روز به من گفتند: شعر، صدا، آب، هوا، مادر، پدر خدا و عشق مال تواست
همان روز فهميدم كه هيچ مجالي از«لحظه» خالي نيست و لحظه هم جاي بي خيالي نيست.
من فهميدم كه پدرومادر از ثانيه هاي بيداري من و گريه هاي من فقط در لحظه تولد من لذت مي برند و دورو بري ها از لحظات خفتن و سكوت و مردگي من.
من در امروزي فهميدم كه تقديرم نه گياه است، نه حيوان است، نه فرشته و جن است، نه جماد است و نه چيز ديگر. قدر من انسان بودن است و اين قدر تا ابد درقبر نمي خوابد حتي اگر من فراموشش كنم.
من فهميدم كه بايد شكرگزار بود به خاطر همه چيزهايي كه خدا به ما داده و بايد شكرگزاربود كه خدا هرآنچه را كه از او مي طلبيم به ما نمي دهد!
امروز مثبت ترين روز خدا است،
امروز روز تولد من است....
نه،امروز روز تولد من و يك نفر ديگر است... و شاید صدها نفر دیگر !
مباركمان باشد

 

نوشته شده توسط دو نفره در 5:12 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

جمعه 30 اسفند1387

عیدتان مبارک .

انسان‏، از نخستین ادوار زندگی اجتماعی، متوجه بازگشت و تكرار برخی از رویدادهای طبیعی، یعنی تكرار فصول شد. نیاز به محاسبه در دوران كشاورزی ، یعنی نیاز به دانستن زمان كاشت و برداشت، فصل بندی ها و تقویم دهقانی و زراعی را به وجود آورد. نخستین محاسبه فصل ها، بی گمان در همه جوامع با گردش ماه كه تغییر آن آسانتر دیده می شد صورت گرفت. و بالاخره در نتیجه نارسایی ها و ناهماهنگی هایی كه تقویم قمری، با تقویم دهقانی داشت، محاسبه و تنظیم تقویم بر اساس گردش خورشید صورت پذیرفت. سال در نزد ایرانیان از زمانی نسبتا كهن به چهار فصل سه ماهه تقسیم شده و همان طور كه ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه آورده است آغاز سال ایرانی از زمان خلقت انسان ( یعنی ابتدای هزاره هفتم از تاریخ عالم) روز هرمز از ماه فروردین بود، وقتی كه آفتاب در نصف النهار ، در نقطه اعتدال ربیعی ، و طالع سرطان بود.

 پیدایش جشن نوروز

جشن نوروز را به نخستین پادشاهان نسبت می دهند. شاعران و نویسندگان قرن چهارم و پنجم هجری چون فردوسی، عنصری، بیرونی، طبری و بسیاری دیگر كه منبع تاریخی و اسطوره ای آنان بی گمان ادبیات پیش از اسلام بوده ، نوروز را از زمان پادشاهی جمشید می دانند.

در خور یادآوری است كه جشن نوروز پیش از جمشید نیز برگزار می شده و ابوریحان نیز با آن كه جشن را به جمشید منسوب می كند یادآور می شود كه : «آن روز كه روز تازه ای بود جمشید عید گرفت؛ اگر چه پیش از آن هم نوروز بزرگ و معظم بود».

روایت های اسلامی درباره نوروز

آورده اند كه در زمان حضرت رسول (ص) در نوروز جامی سیمین كه پر از حلوا بود برای پیغمبر هدیه آوردند و آن حضرت پرسید كه این چیست؟ گفتند كه امروز نوروز است. پرسید كه نوروز چیست؟ گفتند عید بزرگ ایرانیان. فرمود: آری، در این روز بود كه خداوند عسكره را زنده كرد. پرسیدند عسكره چیست؟ فرمود عسكره هزاران مردمی بودند كه از ترس مرگ ترك دیار كرده و سر به بیابان نهادند و خداوند به آنان گفت بمیرید و مردند. سپس آنان را زنده كرد وابرها را فرمود كه به آنان ببارند از این روست كه پاشیدن آب در این روز رسم شده. سپس از آن حلوا تناول كرد و جام را میان اصحاب خود قسمت كرده و گفت كاش هر روزی بر ما نوروز بود.

و نیز حدیثی است از معلی بن خنیس كه گفت: روز نوروز بر حضرت جعفر بن محمد صادق در آمدم گفت آیا این روز را می شناسی؟ گفتم این روزی است كه ایرانیان آن را بزرگ می دارند و به یكدیگر هدیه می دهند. پس حضرت صادق گفت سوگند به خداوند كه این بزرگداشت نوروز به علت امری كهن است كه برایت بازگو می كنم تا آن را دریابی. پس گفت: ای معلی ، روز نوروز روزی است كه خداوند از بندگان خود پیمان گرفت كه او را بپرستند و او را شریك و انبازی نگیرند و به پیامبران و راهنمایان او بگروند. همان روزی است كه آفتاب در آن طلوع كرد و بادها وزیدن گرفت و زمین در آن شكوفا و درخشان شد. همان روزی است كه كشتی نوح در كوه آرام گرفت. همان روزی است كه پیامبر خدا، امیر المومنین علی (ع) را بر دوش خود گرفت تا بت های قریش را از كعبه به زیر افكند. چنان كه ابراهیم نیز این كار را كرد. همان روزی است كه خداوند به یاران خود فرمود تا با علی (ع) به عنوان امیر المومنین بیعت كنند. همان روزی است كه قائم آل محمد (ص) و اولیای امر در آن ظهور می كنند و همان روزی است كه قائم بر دجال پیروز می شود و او را در كنار كوفه بر دار می كشد و هیچ نوروزی نیست كه ما در آن متوقع گشایش و فرجی نباشیم، زیرا نوروز از روزهای ما و شیعیان ماست.

جشن نوروز

جشن نوروز دست كم یك یا دو هفته ادامه دارد. ابوریحان بیرونی مدت برگزاری جشن نوروز را پس از جمشید یك ماه می نویسد: « چون جم درگذشت پادشاهان همه روزهای این ماه را عید گرفتند. عیدها را شش بخش نمودند: 5 روز نخست را به پادشاهان اختصاص دادند، 5 روز دوم را به اشراف، 5 روز سوم را به خادمان و كاركنان پادشاهی، 5 روز چهارم را به ندیمان و درباریان ، 5 روز پنجم را به توده مردم و پنجه ششم را به برزگران. ولی برگزاری مراسم نوروزی امروز، دست كم از پنجه و «چهارشنبه آخر سال» آغاز می شود و در «سیزده بدر» پایان می پذیرد. ازآداب و رسوم كهن پیش از نوروز باید از پنجه، چهارشنبه سوری و خانه تكانی یاد كرد.

پنجه (خمسه مسترقه)

بنابر سالنمای كهن ایران هر یك از 12 ماه سال 30 روز است و پنج روز باقیمانده سال را پنجه، پنجك، یا خمسه مسترقه، گویند. این پنج روز را خمسه مسترقه نامند از آن جهت كه در هیچ یك از ماه ها حساب نمی شود. مراسم پنجه تا سال 1304 ، كه تقویم رسمی شش ماه اول سال را سی و یك روز قرارداد، برگزار می شد.

میر نوروزی

از جمله آیین های این جشن 5 روزه، كه در شمار روزهای سال و ماه و كار نبود، برای شوخی و سرگرمی حاكم و امیری انتخاب می كردند كه رفتار و دستورهایش خنده آور بود و در پایان جشن از ترس آزار مردمان فرار می كرد. ابوریحان از مردی بی ریش یاد می كند كه با جامه و آرایشی شگفت انگیز و خنده آور در نخستین روز بهار مردم را سرگرم می كرد و چیزی می گرفت. و هم اوست كه حافظ به عنوان « میرنوروزی» دوران حكومتش را « بیش از 5 روز» نمی داند.

از برگزاری رسم میر نوروزی، تا لااقل 70 سال پیش آگاهی داریم. بی گمان كسانی را كه در روزهای نخست فروردین، با لباس های قرمز رنگ و صورت سیاه شده در كوچه و گذر وخیابان می بینیم كه با دایره زدن و خواندن و رقصیدن مردم را سرگرم می كنند و پولی می گیرند بازمانده شوخی ها و سرگرمی های انتخاب «میر نوروزی» و «حاكم پنج روزه » است كه تنها در روزهای جشن نوروزی دیده می شوند و آنان در شعرهای خود می گویند: «حاجی فیروزه، عید نوروزه، سالی چند روزه».

نوشته شده توسط دو نفره در 0:40 قبل از ظهر |  لینک ثابت   •